سلام
عذرخواهی من را جهت درج اشتباه خبر ادامه ی همچنان فیلمبرداری کنعان(البته سکانس های انتهایی را) در یادداشت قبلی ببخشید...آنروز(12شهریور) نوشتم که فیلمبرداری کنعان دارد آخرین لحظه ها را سپری می کند...چرا که خبر به دست من دیر رسیده بود... خبرگزاری مهر در تاریخ هفتم شهریور در صفحه ی فرهنگی اش گفته بود که فیلمبرداری در روز دوازدهم تمام می شود و من ندیده بودم و بی اطلاع ... به وبلاگ هواداران بهرام رادان اتفاقی سر زدم و دیدم که دبیر محترمش نوشته که فیلمبرداری کنعان تمام شده... دو متر و نیم جا خوردم و هفتصد و پنجاه گرم خجالت کشیدم...
بعد از ظهر دوشنبه- همان روز- داشتم توی خیابان زرتشت غربی راه می رفتم که یکی از دبیران جوان سایت خوب " سینمای ما " را دیدم...سلام وحال و احوال و وبلاگم را شناخت و تعریف کرد و گفت که دارم از خانه ی سینما برمی گردم و خانم علیدوستی و چندتن از بازیگران دیگرسینما ساعتی پیش آنجا بودند/...خبرمحرمانه ایی داد که چون حتما اختصاصی سایت خودشان است،منعکس اش نمی کنم.../...وای! پس فیلمبرداری چند روزی هست که تمام شده و حتی خانم علیدوستی درتهران است...پس چرا من اشتباه زدم!؟
القصه:
چون الان خودم حوصله ندارم،مستقیم خبر سایت سینمای ما را منعکس می کنم:
سينماي ما - فیلمبرداری آخزین نماهای فیلم «کنعان»به کارگردانی مانی حقیقی امروز در ارتفاعات 3000 تنکابن به پایان رسید. در آخرین پلان های فیلم ترانه علیدوستی و محمد رضا فروتن مقابل دوربین رفتند. «کنعان»سومین فیلم بلند سینمایی حقیقی است که طی 50 روز فیلمبرداری شد و چهار روز زود تر از برنامه پیش بینی شده به پایان رسید.
به گزارش خبرنگار سایت سینمای ما تدوین «کنعان»همزمان توسط مسانه مهاجر در حال انجام است و ترانه علیدوستی، محمد رضا فروتن، افسانه بایگان و بهرام رادان چهار بازیگر اصلی فیلم هستند. ایده اولیه فیلم از یک داستان کوتاه نوشته آلیس مونرو نویسنده کانادایی گرفته شده و قرار بود اولین فیلم سینمایی مانی حقیقی باشد.
داستان در طول این سال ها تغییر کرد و فیلمنامه مشترک حقیقی و اصغر فرهادی دیگر ارتباط چندانی به داستان مونرو ندارد.
کیفیت ویژه دو فیلم قبلی مانی حقیقی، همکاری مشترک حقیقی و فرهادی که پیش از این در «چهارشنبه سوری» به نتیجه مطلوبی رسیده بود و فهرست بازیگران معتبر فیلم این احتمال را تقویت می کند که تماشاگران سینمای ایران می توانند منتظر تماشای یک دارم خانوادگی پیچیده و جذاب باشند.
دیگر عوامل فیلم عبارتند از : مدیر فیلمبرداری : حسن کریمی , طراح صحنه و لباس : امیر اثباتی, صدابردار: بهمن اردلان, تهیه کننده : مصطفی شایسته. محصول هدایت فیلم.
لازم است که به خبر سایت سینمای ما اضافه کنم که در سکانس های انتهایی فیلم غیر از خانم علیدوستی و آقای فروتن،بازیگر نقش " آقای محسنی " فیلم من ترانه پانزده سال دارم؛ آقای نقی سیف جمالی هم ایفاگر نقش بودند...بهر حال مرحله ی اصلی پروژه کنعان به اتمام رسید و حالا دوره ی فنی و مقدماتی آماده سازی نهایی فیلم شروع می شود...به تمامی افراد گروه خسته نباشید می گویم و امیدوارم محصول نهایی اثر در شأن زحماتشان باشد.
عزیزی به نام آقا حسین هم درقسمت پیامها گفته بود که فیمنامه ی کنعان را اصغر فرهادی برای مانی حقیقی ننوشته!...اشاره کرده بودند که همکاری این دو مشترک بوده و البته سهم مانی حقیقی بیشتر...خواسته بودند که اصلاح کنم...عزیز گرامی! از توجه و محبتتان ممنون...بله حق با شماست...در یادداشتهای ابتدایی وبلاگ نوشته بودم که اصغر فرهادی درجواب فیلمنامه ای که مانی حقیقی برای چهارشنبه سوری به فرهادی داده بود،اوهم فیلمنامه ی کنعان را نوشت...دریادداشتهای بعدی اصلاح کردم و گفتم که فیلمنامه مشترک است و بعد هم خبر ماهنامه ی فیلم که می گفت مانی حقیقی فیلمنامه را با نگاهی به داستانی از آلیس مونرو نوشته که در گذشت زمان، چندان هم به آن شبیه نمانده...بهر حال از توجهتان ممنون...من به عنوان شخصیت حقوقی ای که وبلاگ کنعان برایم مهیا کرده،باید مراقب باشم که دل فردی از افراد گروه کنعان را با نوشته هایم نشکنم و در حد خودم حاشیه ساز نباشم؛ اما نمی توانم شخصیت حقیقی! وسینما دوستم را پنهان کنم و در جواب آقا حسین نگویم که ای کاش سهم فرهادی در فیلمنامه بیشتربود...راستش نگارش و نگاه او به تلخی های جامعه رابسیار دوست دارم و سریالی به اندازه ی" داستان یک شهر" جسور و فراتر از خطوط قرمز وتامل برانگیز ندیده ام...فیلمنامه و کارگردانی آن سریال به عهده ی جناب اصغر فرهادی بود.
با وبلاگ فیلم سینمایی کنعان همچنان همراه باشید.![]()
سلام
خبر جدیدی ندارم!؛غیر از اینکه گروه همچنان در شهر تنکابن مشغول فیلمبرداری آخرین صحنه های باقیمانده ی فیلم هستند که با حضور خانم علیدوستی و محمدرضا فروتن انجام می شود.
خانم مستانه مهاجرهمچنان،مشغول تدوین همزمان فیلم است.
پرونده ی تصویر برداری فیلم کنعان حتما باید تا قبل از پانزدهم شهریور ماه بسته بشود؛به یک دلیل خوب و شنیدنی:
فیلم تردید که واروژ کریم مسیحی بعد از فیلم پرده ی آخر و سالها انتظار برای تولیدی جدید،اقدام به ساختن آن کرده است،به زودی کلید خواهد خورد... یعنی پانزدهم شهریور...حالا چه ربطی به تمام شدن حتمی تصویر برداری کنعان دارد؟...عرض می کنم:
خانم ترانه علیدوستی و آقایان بهرام رادان و محمدرضا فروتن،بعد از کنعان در فیلم تردید هم با هم کار تصویری مشترک دارند...چه فیلمی می شود کنعان!،چه فیلمی می شود تردید!...که با نگاهی به هملت شکسپیر ساخته می شود و با حضور جمشید هاشم پور و مهتاب کرامتی و... شیطانه می گوید کنعان را رها کنم و بروم برای تردید وبلاگ بزنم!...مگر من بیکارم!؟...شاید برادرم " بنیامین" به دادم برسد!...بنیامین!،آیا یوسف ِکنعان را رها کنم!؟ آن هم وقتی که برادرانمان می خواهند مرا به چاه بیندازند و تو را تنها بگذارند و پدرمان یعقوب را به شهر تاریکی ببرند!...کجاست مشرق شهر کنعان!؟...کــِـی طلوع می کند تردید یوسف و شفای یعقوب!
من چرا گاهی از بی خبری،شاعر می شوم!
*
جناب آقای احسان؛دوست نادیده ی مطبوعاتی عزیز...در صفحه ی پیامهای یادداشت قبلی اشاره ی نازنینی داشتند.
آقا احسان که با صفحه سینمایی روزنامه خراسان همکاری دارند،گفته اند که در روز شنبه دهم شهریور ماه،در صفحه ی مربوطه اشاره ای به وبلاگ فیلم سینمایی کنعان داشته اند و خبر این صحیفه را ذکر کرده اند:
يكي از سينمادوستان وبلاگي راه اندازي كرده و در آن به صورت داوطلبانه و افتخاري اخبار و گزارش هاي فيلم سينمايي «كنعان» را منعكس كرده است. اين فرد از مدت ها پيش با حضور در پشت صحنه فيلم، گزارش هايش را از نحوه توليد فيلم «كنعان» به كارگرداني «ماني حقيقي» منتشر كرده و نوشته است: شروع فيلم «كنعان» و جرقه ساختش، بيشتر به هنگامي برمي گردد كه ماني حقيقي با ديدن فيلم «شهر زيبا» ساخته اصغر فرهادي نوع نگاه فرهادي را به اجتماع و لايه هاي آن بسيار پسنديد.پس از آن، ماني حقيقي فيلم نامه «چهارشنبه سوري» را براي فرهادي نوشت كه در جشنواره بيست و چهارم هم مورد تقدير فراوان قرار گرفت. حالا هم فيلم نامه «كنعان» را اصغر فرهادي براي ماني حقيقي نوشته كه مطمئنا با سابقه فيلم خوب «چهارشنبه سوري»، بايد شاهد اثر هنرمندانه اي باشيم.
نويسنده اين وبلاگ يادداشت هاي زيادي را درباره نحوه انتخاب بازيگران و حتي گريم آن ها نوشته و اشاره كرده است: ترانه عليدوستي در فيلم «كنعان» در نقش يك دختر امروزي و مرفه ظاهر مي شود كه مي تواند عرصه مهم و مناسبي باشد براي اين كه وي از قالب دختران رنجديده و محروم خارج شود و نقش هاي متفاوتي را بازي كند.جالب است كه اين فرد مطالب و گزارش هايش را با زحمت زيادي تهيه مي كند و مدام مي نويسد: متاسفانه گروه سازنده براي خبررساني همكاري خوبي ندارند.
فيلم برداري فيلم كنعان از ١٨ تير ماه در خيابان هاي تهران آغاز شده و در اين فيلم بازيگراني چون ترانه عليدوستي، بهرام رادان، محمدرضا فروتن و افسانه بايگان حضور دارند.
از ایشان و همکاران مطبوعاتی در روزنامه ی محترم خراسان ممنون؛برای قلم های شان جوهری جوشان و با صداقت آرزودارم و نمی توانم تمنای! خودم نسبت به خداوند( کار از دادگاه و قضا گذشته است) را پنهان کنم که روزنامه ی شریف شرق و هم میهن رفع توقیف شود و برای روزنامه ی اعتماد هم اتفاقی نیفتد و مشکلات مالی اش برطرف شود.

با وبلاگ فیلم سینمایی کنعان؛همچنان همراه باشید.
عید نیمه ی شعبان نیز بر تک تک شما مبارک![]()
![]()
مجله ی محترم فیلم در شماره ی 366 خود( شهریورماه 86) درصفحه ی رویدادها که به انعکاس اخبارتولید فیلمها می پردازد،نظری هم به یوسف کنعان انداخته...چرا شاعرانه شد!؟
عین آن را برایتان منعکس می کنم که بدانید که حتی کنعانی ها به فیلم هم حتی خبر نمی رسانند...پس دمشان گرم که لااقل همین مختصری را که من در وبلاگ می نویسم،خبردارم می کنند.
مجله ی فیلم نوشته:
گر چه همه ی سازندگان فیلم کنعان - معلوم نیست چرا- ترجیح داده اند انتشار خبر این فیلم را به پس از آماده شدن آن موکول کنند،اما سابقه ی امر و خبرهای جسته گریخته حاکی از آن است که ایده ی کنعان در ابتدا از یک داستان کوتاه نوشته ی آلیس مونرو نویسنده ی کانادایی شکل گرفت که مانی حقیقی آن را در سال هشتاد خوانده بود( توضیح وبلاگ کنعان: آقای مانی حقیقی چند سالی در کشور کانادا اقامت داشتند و در سال هشتاد به ایران بازگشتند ) و حتی قرار بود کنعان اولین فیلم بلند حقیقی پیش از آبادان و کارگران مشغول کارند باشد. اما طی شش سال گذشته طرح فیلمنامه عوض شد و گویا فیلمنامه ی نهایی که مبنای کار قرار گرفته،ارتباط نزدیکی به داستان آلیس مونرو ندارد و گویا (مجله ی فیلم درست حدس زده! ) کنعان بیشتر یک درام خانوادگی پیچیده است.( توضیح وبلاگ کنعان: همانطور که می دانید
فیلمنامه ی کنعان کار مشترک مانی حقیقی و آقای اصغر فرهادی است...فرهادی حدود یک سال پیش فیلمنامه ای را به ارشاد ارایه کرد که اگر حافظه ام یاری بدهد و اشتباه نکنم،نامش هجدهم تیرماه در تهران خبری نیست بود...این احتمال را می دهم که به خاطر آنکه آن فیلمنامه تصویب نشد و نسبت به نامی که داشت کاملا طبیعی می نمود، و کاراکتر فروتن و رادان در کنعان- یکی استاد دانشگاه و آن دیگری دانشجوی سابق- و اینکه روزشروع فیلمبرداری در هجدهم تیرماه بود؛ احتمالا گوشه هایی از آن فیلمنامه شاید در کنعان دخیل شده باشد)
مجله ی فیلم در ادامه نوشته:
بر خلاف دو فیلم قبلی حقیقی،این بار به نظر می رسد که او قصد دارد فیلمش را برای اکران عمومی بسازد؛تا سومین فیلمش بتواند حلقه ی ارتباط او باشد با تماشاگر عام( منظور مجله ی فیلم عموم تماشاگران است!). درست است که در آن دو فیلم هم حقیقی از بازیگران نام آشنای سینمای ایران استفاده کرد،اما ترکیب بازیگران این فیلم و همکاری حقیقی( به عنوان فیلمسازی که به سینمای مستقل و روشنفکرانه گرایش دارد ) با هدایت فیلم و مصطفی شایسته تهیه کننده ی نام آشنایی که در سالهای اخیر فیلم های موفق و قابل اعتنایی مثل بوتیک و کافه ستاره را تهیه کرده،نشانه هایی هستنداز پیوستن این کارگردان به جریان حرفه ایی سینمای ایران. ترانه علیدوستی که بازیگری گزیده کار است،آخرین کارش چهارشنبه سوری بر اساس فیلمنامه ی مشترک اصغر فرهادی و مانی حقیقی بود. و بهرام رادان و محمدرضا فروتن هم پس از سربازهای جمعه همبازی شده اند.
*
با وبلاگ فیلم سینمایی کنعان همراه باشید.
سلام
سایت خبرگزاری فارس روز سه شنبه خبری در مورد کنعان را روی خروجی خود قرار داد که حالا تکمیل ترش می کنم:
الان که دارم این خبررا می نویسم،گروه دیگر وسایل شان را جمع کرده و عازم شهر تنکابن هستند تا باقی مانده ی فیلم را در آنجا ضبط کـنند.
در ابتدا قرار بود که به شهر بندر انزلی بروند که میسر نشد.
بازی بهرام رادان در فیلم به اتمام رسیده و همچنین نقش خانم بایگان.
نود درصد فیلمبرداری در تهران و مناطق اطرافش بوده و ده درصد باقیمانده را قرار است که محمدرضا فروتن و خانم علیدوستی در تنکابن به اتمام برسانند.
گروه یک هفته ای در آنجا مشغول فیلمبرداری هستند و بعد از آن پرونده ی تولید تصویری کنعان بسته می شود و مراحل آماده سازی و تدوین و موسیقی و... آغاز می شود؛که البته همزمان با تصویربرداری خانم مستانه مهاجر از اوائل مردادماه مشغول تدوین فیلم هستند.
متاسفانه هنوز از نقش های فرعی فیلم که خانم مینا نوروزی و حسن معجونی و مهرداد صدیقیان( بازیگر جوان و با آتیه ی فیلم اتوبوس شب) ایفاگر آنها هستند خبری ندارم.
در یادداشت های بعدی نقش ها و نسبت هایشان با هم را توضیح می دهم.
به امید آنکه گروه به سلامت کارشان را به سرانجام برسانند.
مجله ی محترم فیلم هم در شماره ی جدیدش(شهریور86) خبرهایی در مورد کنعان داده که غیر از خاستگاه فیلمنامه،حرف تازه ایی نبود و می بینم که در سکوت خبری پیرامون فیلم ،لااقل من مطلع تر از اصحاب محترم مجله ی فیلمی هستم که سینما و عشق به آن را از لابلای خطوط نوشتاری آنها آموختم.
در یادداشت بعدی اشاره می کنم.
سلام
شرمنده! یک هفته ای بیشتر بود که خبری از من نبود و به قول معروف خانواده ای نگران شده بودند و خیلی جالب که یکی از دوستان در قسمت پیامها در انتقاد به ننوشتنم،نوشته بود که : رفتی پیش مانی حقیقی و رفتی!...به قول معروف حاجی حاجی مکه!
حرف این دوست گرامی به یادداشتی از من برمی گردد که از مجتمع ایران و نمایش فیلم محاکمه و قرار خبر گرفتن از خانم بایگان و تلفن زدن شبانه به مانی حقیقی نوشته بودم و قرار شده بود که فردایش با هم حرف بزنیم... اما...
اما خاطرتان می آید که من آنشب وقتی حوالی ساعت یازده دوازده رسیدم خانه و تا شش صبح- باورتان می شود آدمی مثل من پیدا بشود!؟...به این سوال شاید تا آخر این یادداشت و شاید در چند یادداشت بعدی پاسخ محکمی بدهید که از دو حرف نون و ها تشکیل شده- تا شش صبح نشستم و نوشتم و تصویر درست کردم و ویرایش کردم و حوالی صبح خواب شبانه ام شروع شد...مدیر محترم یکی از وبلاگهای همسایه درست حدس زده بود!...شما دوستان وقتی داشتید برای مطلب گزارش نمایش مجتمع ایران و قول و قرارهایم پیام می گذاشتید،من خواب خواب بودم...یعنی تا ساعت چهار بعدازظهر...خسته بودم و سهم عمده ای از خستگی من هم از بابت همین فیلم کنعان بود...بعدا می گویم که من برای کنعان چه بلایی برسر شغل اداری ام آورده ام- به جواب آن پاسخ دو حرفی نزدیک شده اید؟ -
آنروز - چهارشنبه- از خواب بیدارشدم و تا آمدم کش و قوسی به بدنم بدهم چشمم افتاد به ساعت دیواری و مثل آدمی که مقابل طوفان گذاشته باشندش،یخ زدم... وای! قرار مصاحبه ی خبری!؟... صحبت کردن با مانی حقیقی که گفت صبح!...الان که از ظهرم گذشته و دم غروب است...فردا هم پنج شنبه و نیمه تعطیل و بعد هم جمعه و وای تا شنبه حتما همه،همه چیز را فراموش می کنند؛آنهم در سینمای ایران که جدا از همه ی بیماری هایش،آلزایمر هم دارد!
مثل پرنده ای که سرش را بریده باشند دارم در صحن خانه خودم را می خورم.
من اولین باراست که دارم در این وبلاگ مطرح می کنم که آدم مطبوعاتی و روزنامه نگار هستم و برای طبقه ی ما جا ماندن از قرار صحبت و مصاحبه،مثل جا ماندن از آخرین هواپیمای موجود است!...البته این را هم بگویم که من به فیلم سینمایی کنعان اصلا به چشم یک تیتر یا خبر نگاه نمی کنم و در برابر آن فقط یک موضع هواداری دارم و گرفته ام،همین!
وای!...چه خواب لعنتی بدی!...درست است که شب گذشته اش به خاطر کنعان بیدار مانده بودم،اما نباید امروز صبح به خاطر کنعان خواب می ماندم... معمای عجیبی شده!
جواب مخاطبانم را چه بدهم!؟... آنهایی که منتظرند من خبرهای تازه ای خارج از آنچه که روزنامه ها می نویسند به آنها بدهم!؟...در مقابلشان شرمنده نشوم!؟... فکر نکنند که دروغ می گویم!؟...
*
الروایت!!
آنروز صبح خواب ماندم نتوانستم با تهیه کننده،کارگردان و یکی از بازیگران فیلم صحبت داشته باشم و وبلاگ را خبردار کنم...اما بشنوید از شنبه... که روزی کاملا کنعانی بود و به قول روایتی مذهبی پیراهن بر تنم پاره کردند و در چاهم انداختند...گزارشش را در یادداشت بعدی بخوانید... و البته یادداشت " یک درددل برای رفع بلا " موضع گیری شخصی است و ربط کاملی به فیلم کنعان ندارد.
این را هم سر بسته بگویم و تا کی که موقعیتی پیش بیاید و بازش کنم: متاسفانه گروه سازنده برای خبر رسانی همکاری خوبی ندارند... و من هم با اینهمه گرفتاری چه سختی ای باید بکشم...آیا مجبورم!؟... سوالی شاید آسان برای شما و حتما سختی برای من است!
**
با وبلاگ فیلم سینمایی کنعان همراه باشید.
یک درد دل برای رفع بلا !!
سلام
انشاالله تا چند روز دیگر که گروه از تهران خارج بشود و به قول معروف آبها از آسیاب بیفتد و مساعدت های خبری خوبی با دبیر این وبلاگ بشود و همکاری بکنند و فیلم را مثل گنج داخل صندوقچه ی اسرار نگه ندارند،خبرهای تکمیلی تری از کنعان و احتمالا با عکس منتشر خواهم کرد. اما...
اما من قرار بود که گزارش آن سرباز نیروی انتظامی ِ سینمادوست را از صحنه ای که بر حسب تصادف از آنجا عبور می کردم را منعکس کنم...یعنی گزارش روز نوزدهم مرداد را. اما امشب ( شنبه 27/5/86 از ساعت ده تا حوالی یک نیمه شب) به طور اتفاقی خبردار شدم که گروه در لوکیشنی خارجی مستقر است و طبیعتا اگر جناب مانی حقیقی با حضور در صحنه های داخلی مشکل داشتند و به نوعی مزاحمت برای گروه می دانستند( که کاملا منطقی و معقول است)،اما حالا محل فیلمبرداری محیط عمومی بود و به راحتی می شد حاضر شد و خبر و گزارش گرفت. آنهم برای وبلاگی که نامش" فیلم سینمایی کنعان" است... و آنهم از طرف منی که حسن نیتم ثابت شده و بر حسب وفاداری جزئیاتی از فیلمنامه را که می دانم ،تا وقتی که اجازه اش را نگیرم منعکس نمی کنم. اگر گروه تهیه ی فیلم تمایل دارد که جریان ساخت فیلم در یک سکوت خبری طی شود،من به خودم- بدون وابستگی شناسنامه دار- اجازه نمی دهم که این سکوت را با هیاهوی خودم بشکنم... گاه از خودم لج م می گیرد که چرا به راحتی اخبار را کپی پیست نمی کنم؟... چرا برای نوشتن حتی یک پاراگراف ،پایم را به حیطه ی کلمات کمیاب می گذارم؟...و چرا دلم گرفته است امشب؟
اما این را برادرانه از من به گوش بگیرید( البته نه در مورد کنعان که گروه بسیار نازنین و مهربانی دارد؛حرفم درباره ی کلیت سینما و پدیده هاست): من هم همانند شما علاقمند سینما هستم؛و شاید با این تفاوت که گاهی بر حسب حرفه ای که دارم،بیش از حد به پدیده ها نزدیک می شوم...- از عالم فرهنگ و سیاست و ادبیات تا دوستان ِنزدیک حتی - ...از دور عاشق همه چیز باشید... همانند تابلویی نقاشی که اگر نزدیکش بشوید چیزی نمی بینید و تنها در دور ایستادن ِشماست که برایتان پیامبر می شود و خبر خوش می رساند.این امر در تمامی قضایا صدق می کند اما... عزیزانم؛ سینما بی رحم است.
** یک غزل از دوست عزیزم،جناب آقای فاضل نظری از مجموعه شعر: « گریه های امپراطور» ... که از حفظ می نویسم و نسخه ی اصلش الان پیشم نیست و می ترسم شاید اشتباهی داشته باشد و به هر حال ببخشید:
از باغ می برند چراغانی ات کـنند
تا کاج جشن های زمستانی ات کـنند
پوشانده اند صبح تو را ابرهای تار
با این بهانه که بارانی ات کـنند
ای گل! گمان نکن به شب جشن می روی
شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کـنند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
شاید بهانه ای ست که قربانی ات کـنند
یوسف!به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می برند که زندانی ات کـنند
یک نقطه بیش فرق بین رحیم و رجیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانی ات کـنند