تبليغاتX
فیلم سینمایی کنعان -

خبری در راه است !

 

سلام

چند روز پیش در خبری خواندم که سه شنبه شب در مجتمع فرهنگی ایران- خیابان شریعتی- برنامه ی نقد و بررسی فیلم محاکمه ی ایرج قادری برگزار می شود... و خانم افسانه بایگان هم طبیعتا باید به عنوان بازیگر این فیلم حاضر می شدند و می شد از کنعان هم آنجا خبری از ایشان گرفت...فی الفور شال و کلاه کردم...وای نه تابستان است!... و رسیدم به مجتمع.

روی سن میز و صندلی گذاشته بودند و آقای مرتضی شایسته،ایرج قادری،افسانه بایگان و محمد ملکی- فیلمبردار- و بازیگر جوان فیلم در حال صحبت بودند.

از سینمای ایرج قادری خوشم نمی آید...مجری محترم و دوست داشتنی( به خاطر سوالی که پرسید) از آقای شایسته خواست که در مورد سنتوری حرف بزند...ایشان هم مبسوط روند ساخت و اخذ و پس گرفتن مجوز را توضیح دادند که در آن شلوغی و ازدحام فیلم کم کیفیتی از صحبتهایشان گرفتم که چون روایتی از تمام آنچیزی بود که اینروزها در نشریات به طور پراکنده خوانده ایم از گذاشتن فایلش برای دانلود صرف نظر کردم ولی اگر کسی خواست حتما بگوید تا از طریق ایمیل تقدیمش کنم.

و بعد مجری از خانم بایگان خواست که در مورد کنعان حرف بزند...طبیعتا گوشهایم باید تیزتر می شد و دوربینم فعالتر...اما کلامشان کوتاه بود و مختصر...یعنی خیلی کمتر از همینی که من مقداریش را در وبلاگ نوشتم.

گفتم نمی شود...باید خودم بپرسم و برای همین هم اینجا آمده ام...مراسم تمام شد و ساعت نه و نیم شب بود...گروه برای پذیرایی رفت داخل سالن و منتظر ایستادم شد پنج دقیقه به ده شب...خوابم می آید...خبرنویسی و خبرگیری هم سخت است ها!...

شیفتگان سینما دنبال عکس و امضا هستند و دارند از سر و کول ایرج قادری می روند بالا...هنوز هم می تواند همه شان را پرت کند گوشه ایی و پاشنه اش را ور بکشد( آخ!...پاشنه واسه قیصر بود!) عوضش با مهربانی به همه امضا می دهد و عکس می دهد.

-         خانم بایگان

-         بفرمائید

-         سلام،من برای فیلم کنعان...(توضیح می دهم و استقبال می کند)

-         خیلی خوبه

-         یه خورده می خواستم در مورد نقش آذر صحبت کنید

-         آخه...نمی تونم در مورد نقش...

( آقای مرتضی شایسته من را تایید می کند و می گوید با من در ارتباط است)

خانم بایگان قول می دهد که تا آخر هفته سر فرصت مراجعه کنم خبر بگیرم.

تشکر می کنم و از اینکه به قول معروف کلاس نگذاشت و صادقانه برخورد کرد ممنون می شوم.

* این هم به احتمال نود و پنج درصد عکس تست گریم خانم افسانه بایگان در فیلم کنعان:

ساعت از ده نیمه شب سه شنبه گذشته و دارم به مسئولیت سختی که در قبال این وبلاگ بدون آنکه کسی به من تعارفش را زده باشد و کاملا داوطلبانه است فکر می کنم...وقت جشنواره حتما وقت آنکه سر دیگران را هم بخارانم ،نخواهم داشت.

دل را می زنم به دریا و بعد از مدتها زنگ می زنم به صاحب معنوی اثر...جناب آقای مانی حقیقی...با دیدن تهیه کننده و یکی از بازیگران اصلی رویم کمی کم کمک باز شده...گوشی را برمی دارد

گوشی رو بردار تا صدات

یه ذره آرومم کنه

به خودم لعنت می فرستم...بنده ی خدا خواب بود...حتما از سرصحنه ی فیلمبرداری و فردا صبح زود و...

ولی چون با زحمت پیدایش کرده ام،نمی توانم به همین راحتی معذرتخواهی کنم و خداحافظ... تلگرافی توضیح می دهم و در خواب و بیداری اش قرار صحبت فردا را می گذاریم.

با شرمندگی و پوزش فراوان قطع می کنم و منتظر فردا می مانم.

الان ساعت از حدودسه و نیم هم گذشته و با آنکه خودم هم خوابم می آمد،اما نشسته ام و دارم می نویسم.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 6:10 توسط م |