تبليغاتX
فیلم سینمایی کنعان -

انتخاب بازیگران ( قسمت چهارم )

 

بهرام رادان ،حالا دیگر در سینمای ایران با چشم های سبز و چهره ی زیبایش شناخته نمی شود...! که هستند بسیار زیباچهره گان و بسیار چشم آبی و سبزهایی که مهمان دو سه روزه ی پرده ی نقره ای هستند؛ و اگر رحل اقامت انداخته اند،برای اندک زمانی ست و این اقلیم ِبی رحم(سینما) به زودی آنها را فراموش خواهد کرد.

بهرام رادان با فیلم معمولی و حتی مبتذل « شورعشق » وارد سینما شد...و بسیار زودتر از آنچه که همگان تصورش را می کردند که از بین خواهد رفت،ماندگار شد و خودش را به عنوان کسی که دوربین دوستش دارد،ثابت کرد.

حضور او در سینمای ایران را به هر چه که نسبت بدهیم،سهم " هوشمندی" و " تصمیم گیری درست" او فراتر از تمامی آن نسبت هاست. چه کسی تصور می کرد که صاحب زرشک زرین بازیگری،روزگاری( آنهم دو مرتبه ) به روی سن تالار وحدت برود و سیمرغ بلورین روی شانه های او خوش بنشیند!؟...شخصا با سیمرغی که جناب رادان به خاطر فیلم شمعی در باد گرفت،مخالفم!...ولی وقتی که در بهمن85 نام او را از بابت فیلم محبوبم( سنتوری) برای گرفتن سیمرغ خواندند،روی پایم بند نبودم و بسیاری دیگر نیز. وقتی سرخوشانه از درب تالار وحدت بیرون آمد،در ازدحام ِهوادارانش،دستم را آرام گذاشتم روی شانه ی راستش،جنس خوب کت مخملش را لمس کردم و سرخوشانه تر از خودش گفتم : تبریک!...خنده ی ملیحی زد و رفت به سوی دروازه ی بازیگران بزرگ سینمای ایران.

در چند سال پیش برای دوست داشتن بهرام رادان،همیشه تردید داشتم...گاهی او را می دیدم و می خواندم که منتسب اش به جریان خام و نپخته و شانس آورده ی بازیگران جوان می کردند، و گاهی نیز تمامی نوشته های بعضا مغرضانه و زود داورانه ی نشریات را می گذاشتم کنار و با خودم می گفتم: هی پسر!نه بابا داره خوب بازی می کنه!!

بهرام رادان را از فیلم گاوخونی به بعد دوست دارم...نمی دانم شاید از بابت آن باشد که دانشجوی رشته ادبیات هستم و او داشت یکی از کتابهای محبوبم را به عنوان نریشن ِفیلم به زیبایی تمام دکلمه!!می کرد و یا اینکه...نه دیگر!...رادان داشت با کارگردان های بزرگ کار می کرد و آنها هم انتخاب بیهوده ندارند... رادان،خون اصیل سینما را در رگهایش داشت و همین کفایت می کرد تمام چیزهای الزامی را.

.

..

... و سنتوری!

وای از دست علی سنتوری!

امان از دست علی سنتوری!

چه بگویم در مورد این فیلم و ضیافت مهرجویی و چاووشی و بازی خیره کننده و همراه کننده ی بهرام رادان!؟... چه بگویم و چه بنویسم که حق مطلب را بیان و روایت کرده باشم!؟...سنتوری فیلمی ست که عاشقانه دوستش دارم و بسیاری نیز...اشتیاقی که برای مشاهده ی این فیلم به وجود آمده را گمان نمی کنم که درطول تاریخ سینمای ایران برای فیلم دیگری اتفاق افتاده باشد!... و چه خوب است جشنواره ی فیلم فجر و چه خوب که در نیمه شب زمستانی سال85،پشت درهای ضیافت سنتوری(سینما سپیده) نماندم و بغض علی به گلوی من هم نشست.

** و حالا برسیم به کنعان و نقش آقای بهرام رادان در آن:

نکته: این خبر،اختصاصی وبلاگ فیلم سینمایی کنعان است و برای اولین بار در این وبلاگ مطرح می شود...کنعان هم به نوعی جزو فیلمهایی محسوب می شود که دارند در سکوت خبری ساخته می شوند و گرفتن خبری از آن سخت است و من چقدر سختی به جانم خریدم تا کمی اطلاعات به دست  بیاورم...که کم کم در طول وبلاگ بنا به موقعیت منتشرشان می کنم :

بهرام رادان در فیلم کنعان نقش جوانی به نام " علی " را دارد...علی که صاحب شغل آزاد است و تجارت می کند،پیش از این دانشجو بوده...دانشجوی سابق...که حتما به خاطر مسائلی از دانشگاه اخراج شده... و جناب محمدرضا فروتن هم که استاد دانشگاه است.

بهرام رادان پس از ترانه علیدوستی و افسانه بایگان و محمدرضا فروتن،آخرین فردی بود که به گروه کنعان پیوست و قرارداد بست.نقش او در این فیلم نقش حساس و مهمی است و باید عجیب به انتظار بنشینیم و ببینیم که حاصل کار چه خواهد شد...انتظار شیرین و با ارزشی ست.

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 2:36 توسط م |